خلاصه نشست:

گزارش پیش­رو با هدف «تأثیر آشکارسازی روابط رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی بر محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران» توسط دکتر حسین رویوران انجام شد. در ابتدای ورود به بحث با توجه به حوادث یمن و کشته شدن علی عبدالله صالح، نکاتی در این زمینه ارائه شد. عربستان سعودی بعد از ناکامی در عراق و سوریه به دنبال این بود که با حمله به یمن، طی چند هفته و با کمک تجهیزات نظامی پیشرفته غربی که در اختیار داشت جنبش­های مردمی را در یمن سرکوب کند؛ اما امروزه با گذشت سه سال از این جنگ و تحمیل آسیب­ها به عربستان سعودی نه‌تنها اهداف رهبران سعودی محقق نشد، بلکه دچار یک جنگ فرسایشی شد که تنها راه برون‌رفت از آن، پذیرش شکست و پرداخت بخشی از هزینه­های بازسازی یمن است.

از سال 2006 و خصوصاً بعد از جنگ 33 روزه، در بین کشورهای منطقه دوقطبی آشکاری شکل گرفت. در یک جبهه ایران و محور مقاومت و در جبهه دیگر رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی (که رابطه خود با این رژیم را پنهان نگه داشته بودند) قرار گرفتند؛ لذا پیروزی حزب­الله شکست بزرگی برای جبهه‌ی همسو با رژیم صهیونیستی بود و به دنبال آن اتفاقات سوریه به‌نوعی پاتک این جبهه برای جبران شکست بود.

در بررسی پیشینه موضوع شکل­گیری رژیم صهیونیستی باید اذعان داشت که بدون کمک انگلیس هرگز رژیم صهیونیستی نمی­توانست ایجاد شود که دلیل این حمایت نیز ریشه در اعتقادات دینی دارد؛ زیرا در انگلیس اینگلیکان یا به قول اعراب کلیسای انجیلی به‌شدت با یهودیان همراه است. از طرفی نیز حمایت آمریکا و به‌خصوص شخص ترامپ از رژیم صهیونیستی نیز ریشه دینی دارد چرا که ترامپ نیز یکی از اعضای این کلیسا (اینگلیکان) است.

با وقوع انقلاب اسلامی وضعیت رژیم صهیونیستی مجدداً به نقطه صفر بازگشت؛ زیرا رژیم صهیونیستی در چندین جنگ توانسته بود اعراب را شکست دهد و در پی سازش با آن‌ها بر سر مسئله فلسطین بود. برخی از کشورهای عربی نظیر عربستان سعودی از دهه­های گذشته به‌صورت غیرعلنی با رژیم صهیونیستی رابطه داشتند و به خاطر ترس از افکار عمومی درصدد علنی­سازی آن برنیامدند. با این وجود عربستان سعودی که خود را مدعی خادمی حرمین شریفین می­داند، نفوذ بالایی در بین کشورهای عربی دارد؛ لذا آمریکا در تلاش است با عادی­سازی روابط عربستان با رژیم صهیونیستی دیدگاه اعراب منطقه را نسبت به رژیم تغییر دهد. آل سعود می­تواند با کمک «الکبار العلما» اقدامات کنونی خود و ایجاد رابطه با رژیم صهیونیستی را توجیه کند. عادی­سازی رابطه‌ی عربستان با رژیم صهیونیستی باعث خواهد شد تا دیگر کشورهای عربی به‌راحتی با این موضوع کنار بیایند.

هدف عربستان سعودی از عادی­سازی رابطه با رژیم صهیونیستی، مقابله با برنامه­های ایران در منطقه است؛ زیرا رهبران سعودی پی برده­اند با کمک اعراب منطقه نمی­توان با ایران مقابله کرد، پس ناچار هستند به‌سوی رژیم صهیونیستی حرکت کنند. از طرفی عربستان سعودی در یک مقطع زمانی به‌سوی ترکیه نیز گرایش پیدا کرد، اما متوجه شد ترکیه برنامه­های خود را دنبال می­کند و وارد بازی عربستان نمی­شود، از این‌رو نسبت به رابطه با ترکیه نیز دلسرد شد.

از آنجا که جامعه عربستان سعودی ضداسرائیلی است و احساسات ضداسرائیلی در بین مردم وجود دارد، عادی­سازی روابط باعث ایجاد نارضایتی مردم از حکومت می­شود و نظام سعودی را در آینده با چالش مواجه خواهد کرد. از طرفی ادعای خادمی حرمین شریفین بر روی مسلمانان اهل تسنن در پاکستان، افغانستان، بنگلادش و در جنوب شرق آسیا تأثیر خوبی دارد. با ایجاد رابطه، این اثرگذاری از بین می­رود. در این میان خلأ ایجاد می­شود و ایران تا حدودی توانایی پرکردن آن را دارد؛ اما از دیدگاهی دیگر باید قبول کرد که پیوستن عربستان سعودی به جبهه رژیم صهیونیستی جریان سازش بین فلسطین و اسرائیل را تقویت خواهد کرد.

ارائه توضیحاتی در مورد اتفاقات اخیر کشور یمن (مرگ علی عبدالله ‌صالح و …):

عربستان به دنبال این بود که با کسب پیروزی در میدان یمن به نحوی ناکامی‌های خود در عراق و سوریه را تحت‌الشعاع قرار دهد. آن‌ها به خیال خود فکر می‌کردند با استفاده از پیشرفته‌ترین سلاح‌های روز دنیا، می‌توانند جنگ یمن را ظرف یک یا چند هفته جمع‌وجور کنند؛ اما این جنگ تاکنون سه سال به طول انجامیده و عربستان نتوانسته به اهداف خود در این جنگ برسد.

پیامبر(ص) از ایمان و حکمت یمنی‌ها تمجید کرده است. اکنون شاهد هستیم که یمنی‌ها در طول این چند سال، با برخورداری از کمترین امکانات، عربستان را دچار جنگی فرسایشی کرده‌اند. در ماه‌های گذشته آمریکایی‌ها در مورد پایان دادن جنگ یمن به عربستانی‌ها هشدار دادند. آن‌ها در جواب از آمریکایی‌ها 4 ماه فرصت خواستند تا برنامه‌های خود در مورد عراق (بحث کردستان)، لبنان (حریری) و یمن (علی‌عبدالله صالح) را به سرانجام برسانند. عربستانی‌ها با احمد پسر علی عبدالله صالح که در دبی تجارت‌خانه دارد، وارد گفتگو شده بودند. قرار شد علی عبدالله صالح درقبال مبالغی از جبهه حوثی‌ها جداشده و به جبهه مخالف بپیوندد. مرگ او نیز به‌صورت ناگهانی اتفاق افتاد و نیروهای علی عبدالله صالح بدون مقدمه و دلیل، با نیروهای انصار الله درگیر شدند. آقای عبدالملک‌الحوثی سه روز پشت‌سر‌هم سخنرانی کرد که نشان از عمق بحران و حساسیت شرایط در یمن داشت. ایشان در روز اول آن‌ها را به آرامش دعوت کرد که حاصلی نداشت. دراین‌بین با شروع بحران و درگیری، هواپیماهای ائتلاف نیز مواضع انصار الله را هدف قراردادند. غافل از اینکه جامعه یمن سه سال است به روش­های مختلف از عربستان آسیب‌دیده و خواهان قرار گرفتن در جبهه عربستان سعودی نخواهد بود؛ به همین دلیل اکثریت جامعه با انصار الله همراه شدند.

اشتباه بزرگ محاسباتی علی عبدالله صالح این بود که تصور می‌کرد می‌تواند همسو با عربستان سعودی و همراهی ارتش و نیروهای امنیتی سابق خود، جنگ را به نفع خود پایان دهد. جالب اینجاست حتی تعدادی از نظامیان حزب کنگره که با ایشان همراه بودند، کار صنعا را تمام شده می‌دانستند و به سمت شمال حرکت کردند. شاهکار نظامی بزرگ انصار الله این بود که توانست اوضاع را در سه روز،  فقط با نیروهای موجود در صنعا و بدون فراخوانی نیروهای حاضر در جبهه، جمع‌و‌جور کند. علی عبدالله صالح در راه فرار به عربستان در کمین انصار الله افتاد و کشته شد و فرزندانش نیز به اسارت درآمدند. این خود پیروزی بزرگی برای انصار الله است و از طرفی دوگانگی موجود در صنعا نیز از بین رفت.

تأثیر این موضوع بر آینده تحولات این است که به ترس و شک موجود از سوی علی عبدالله صالح برای همیشه پایان داده شد و انصار الله قدرتمندتر از همیشه درصحنه حضور خواهد داشت. از سوی دیگر مهلت آمریکا به عربستان برای پایان دادن به جنگ یمن تمام‌شده و آن‌ها چاره‌ای جز گفتگو با انصار الله نخواهند داشت. عربستان به دنبال خروج آبرومندانه از بحران یمن بود که الان تقریباً غیرممکن است و باید با قبول شکست به جنگ پایان دهد. ضمناً آن‌ها ناچار هستند بخشی از هزینه‌های بازسازی یمن را بپردازند، زیرا هم‌اکنون‌ انصار الله در عمق‌های مختلفی در خاک عربستان نفوذ کرده است. قطعاً انصار الله خروج از این مناطق را منوط به پرداخت بخشی از هزینه‌های بازسازی یمن خواهد دانست؛ همچنین عربستان برای تقلیل خصومت و کاهش دشمنی با یمن ناگزیر به قبول این امر خواهد بود.

با این وضعیت پیش‌آمده در یمن، قطعاً اعتبار عربستان نزد آمریکا پایین خواهد آمد. آقای عبدالملک‌الحوثی چندی پیش اعلام کرد معادله جدیدی حاکم خواهد شد؛ از این پس پاسخ حمله را با حمله خواهیم داد و در پاسخ به تهدیدات دشمن هیچ محدودیتی (ریاض، ابوظبی و …) را نخواهیم پذیرفت. به عقیده بنده این وضعیت ریسک عربستان را در آینده بالا خواهد برد.

برای دریافت متن کامل نشست با مؤسسه تماس حاصل فرمائید.

تلفن تماس: ۷۷۱۳۷۹۰۹-۰۲۱