• خلاصه نشست:

تاریخ روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی همواره رابطه‌ای پر چالش را نشان داده است. هر دو بازیگر تحت تأثیر شرایط داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی تلاش دارند تا حوزه نفوذ منطقه‌ای را افزایش داده وخود را به‌عنوان مهم‌ترین بازیگر منطقه‌ای مطرح کنند. در مسیر دستیابی به این هدف موانعی بر سر راه هر دو کشور قرارگرفته است، به‌صورتی که آینده روابط تهران و ریاض را تحت تأثیر قرار داده است. نشست حاضر در راستای بررسی این رابطه پرچالش به دنبال پاسخگویی به سؤالات زیر بوده است:

1) با توجه به سیاست‌های عربستان و تضاد آن‌ها با منافع جمهوری اسلامی ایران، آینده روابط دو کشور چگونه خواهد بود؟

2) با توجه به قرائت‌های متفاوت دو کشور از دین اسلام، تعامل فی‌مابین باید به چه نحوی باشد؟ آیا چشم‌اندازی برای بهبود روابط وجود دارد؟

3) تأثیر نقش رژیم صهیونیستی، آمریکا و کشورهای عربی در برهم زدن روابط عربستان و ایران چه میزان و از چه طرقی بوده است؟ و در نهایت اینکه

4) راه‌کارها و ملاحظات راهبردی برای مدیریت منازعه و کاهش سطح تنش‌ها چیست؟

از دیدگاه دکتر صادقی، مهم‌ترین موضوعی که منجر به اختلاف میان ایران و عربستان در حوزه منطقه‌ای شده است، خلأ قدرتی بوده که با از بین رفتن سیستم دو ستونی نیکسون – کیسینجر مبنی بر ژاندارمی ایران و تأمین منابع مالی از سوی عربستان ایجاد شده است. این مسئله باعث شد تا دو کشور به فکر ایجاد هژمونی و گسترش حوزه نفوذ منطقه‌ای باشند، که در نتیجه تلاش برای دستیابی به این مهم، تنش میان دو کشور را افزایش داده است. علاوه بر متغیرهای داخلی، خلأ قدرت منطقه‌ای نیز باعث شد که بازیگران فرامنطقه‌ای مانند آمریکا نیز موضع فعالانه‌تری اتخاذ نماید.

پیش‌ازاین برخی تحولات منطقه‌ای ازجمله: حمله شوروی سابق به افغانستان و نیاز ایالات‌متحده به عربستان و درنتیجه تقویت عربستان از سوی آمریکا، اشغال سفارت آمریکا در ایران، تجاوز عراق به خاک ایران و شکست کارتر و روی کار آمدن ریگان از مواردی بودند که زمینه و بسترهای لازم را برای قدرت‌یابی عربستان فراهم کرد. اما چند اتفاق نیز باعث بر هم زدن شرایط به ضرر عربستان شد که می‌توان به حوادث 11 سپتامبر، سقوط طالبان، اشغال عراق در 2003، قرار گرفتن سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی، حل بحران هسته‌ای ایران و بهار عربی(بیداری اسلامی) اشاره کرد. این موارد ایران را در وضعیت خوبی نسبت به عربستان قرار داد و همین امر سبب شد که عربستانی‌ها تقابل خود با ایرانی ها را در عرصه‌های مختلف افزایش دهند و به‌نوعی تلاش کنند که ایران را در این عرصه‌ها به حاشیه برانند. از سوی دیگر بحران یمن به‌عنوان نقطه حساس اختلاف عربستان با ایران، مناقشه ایران و عربستان را به‌سوی نقطه اوج بحران سوق داد. یمن نقطه عطف تنش روابط دو کشور ایران و عربستان بود، ورود ایران به لبنان، سوریه، عراق، بحرین در عین ناراحتی و تضاد با عربستان ، برای این کشور قابل‌تحمل بود، اما یمن اولویت اول عربستان بوده چراکه عربستان با یمن 1500 کیلومتر مرز زمینی کوهستانی و عمدتاً صعب‌العبور دارد.

به‌صورت کلی ایران و عربستان در چند بعد با هم اختلاف دارند که می‌توان به اختلاف در دنیای اسلام، اختلاف در مسائل منطقه‌ای، اختلاف در دنیای عرب و اختلاف در عرصه نفت اشاره نمود.

بر این اساس به نظر می‌رسد، این رقابت‌ها ادامه خواهند داشت تا زمانی که یک کشور به توفق و پیروزی دست پیدا کند و یا اینکه دو کشور ازنظر ساختاری و … به نقطه‌ای برسند که در پرتو بلوغ سیاسی بتوانند باهم کار کنند و به این مهم برسند که در پرتو همکاری مشترک امکان تأمین امنیت وجود خواهد داشت. در کل به نظر می‌رسد که چشم‌اندازی برای گسترش مناسبات سیاسی بین دو کشور وجود ندارد و فقط در یک حالت این اتفاق (گسترش مناسبات) ممکن خواهد شد و آن‌هم این است که دریکی از این دو کشور و یا در هر دو کشور تغییرات رویکردی رخ دهد، در غیر این صورت در آینده نزدیک چشم‌انداز روشنی در گسترش روابط بین دو کشور نمی‌توان دید؛ چراکه عربستان سعودی در استراتژی دفاعی که برای خود تدوین کرده است، دشمن درجه‌یک خود را ایران می‌داند و درواقع تنش‌ها و اختلافات موجود میان این دو کشور به حدی بوده که حتی بدون دخالت دولت‌های مخالف ایران نیز این دو کشور روابط خود را در تنش ادامه خواهند داد.

برای دریافت متن کامل نشست با مؤسسه تماس حاصل فرمائید.

تلفن تماس: ۷۷۱۳۷۹۰۹-۰۲۱