خلاصه نشست:

در این نشست ابتدا به بازیگران مختلف در کشور افغانستان پرداخته شد؛ اینکه در افغانستان چند بازیگر اصلی فعال هستند: طالبان، داعش، دولت افغانستان و نیروهای آمریکایی. طالبان و داعش مخالف وضع موجود دولت افغانستان هستند. ما هیچ نشانه‌ای دال بر این‌که داعش را آمریکا به افغانستان آورده است، در دست نداریم؛ ولی می‌توانیم سیگنال‌هایی را که نشان‌دهنده دست‌داشتن آمریکا است، مشاهده نماییم.

در ادامه بیان شد که: در استراتژی آمریکا در جنوب آسیا و افغانستان دشمن اصلی، طالبان قلمداد شده است و هیچ نامی از داعش برده نشده است. داعش در افغانستان متشکل از چهار نیروی تحریک طالبان پاکستان، جنبش اسلامی ازبکستان، جنبش ترکستان شرقی و مجموعه‌ای از نیروهای افغانی است. همچنین دولت افغانستان، هیچ تحرکی در مقابل داعش از خود نشان نداده‌ است.

حضور داعش برای آسیب‌پذیر نمودن روسیه، چین و ایران در داخل افغانستان اهمیت دارد. آمریکایی‌ها در استراتژی‌های خود، چین را به‌عنوان بزرگ‌ترین تهدید می‌شناسند؛  یکی از شاخه‌های داعش، جنبش ترکستان شرقی است و می‌‌تواند باعث سرایت بحران به استان سین‌کیانگ چین شود.

یک افغانستان باثبات و دارای حکومت مرکزی قوی و مقتدر، برای ایالات‌متحده آمریکا به‌هیچ‌وجه مقرون‌به‌صرفه نیست. افغانستان بی‌ثبات (بی‌ثباتی هدایت‌شده) می‌‌تواند به‌راحتی اطراف خود را بی‌ثبات نموده و این ناامنی را به کشورهای ایران، چین و روسیه سرایت ‌دهد. همچنین این وضعیت می‌تواند حضور نظامی آمریکا را در افغانستان توجیه نماید.

داعش در افغانستان عمدتاً شیعیان را هدف قرار می‌دهد که این دشمنی بیشتر به دلیل مشارکت فاطمیون افغانستان درخصوص شکست داعش در سوریه بازمی‌گردد. استراتژی ترامپ سرکوب طالبان و یا مشارکت آن‌ها در قدرت بوده است، لذا طالبان ناچار شده‌اند که اخیراً تحرک بیشتری از خود نشان دهند. طبق نظرسنجی مؤسسات آمریکایی، طالبان بر 3 درصد از خاک افغانستان تسلط داشته و در 8 درصد از خاک این کشور نفوذ دارند.

در یک جامعه بیکار و فقیر، داعش ظرفیت و کشش بالاتری برای جذب در اختیار دارد؛ در شرایط فعلی، داعش بزرگ‌ترین و قریب‌ترین تهدید و طالبان، تهدید بعید برای ج.ا.ایران به شمار می‌آیند. طالبان با داعش مشکل جدی دارد؛ طالبان ادعا می‌کند تفکر فراملی قبلی را ندارد. طالبان دارای یک وجه ملی است، درحالی‌که داعش وجهه فراملی دارد. یکی از ایرادات داعش به طالبان این است که آرمانِ طالبان، ملی و مادی‌گرایانه است. تفکر طالبان بومی یا حداقل شبه‌قاره‌ای دیوبندی است؛ درحالی‌که تفکر داعش، تفکری شبه‌جزیره‌ای، عربستانی و وهابی است.

در ادامه مباحث نشست خاطرنشان شد که: وضعیت مطلوب برای ج.ا.ایران نسبت به افغانستان، این است که این کشور، باثبات، مقتدر و دوست برای ایران باشد و حتی اگر دوست دشمن ما هم باشد، اشکالی ندارد، به شرطی که به ما آسیبی وارد نکند. سیاست کلی ما باید کمک به توسعه افغانستان باشد.

راه‌کارها: ایشان اعتقاد داشتند که ما باید در شرایط کنونی استراتژی “موازنه قدرت” یا “موازنه‌سازی” در پیش گیریم؛ تا آمریکا و طالبان و همچنین داعش و طالبان رو در روی همدیگر قرار گیرند؛ یا می‌توانیم از طالبان حمایت مالی و تسلیحاتی به عمل‌آوریم. دومین استراتژی “طعمه‌گذاری” است. سراسر افغانستان محلی برای طعمه‌گذاری و درگیر ساختن آمریکایی‌ها و طالبان، طالبان و داعش و حتی بازی با نقش پاکستان است. استراتژی بعدی، “احاله مسئولیت” یا مدیریت نمودن هم‌زمان چند دشمن است (اولویت‌بندی کنیم و اول با تهدید قریب یا نزدیک درگیرشده و همزمان به تهدید دور نیز نزدیک شویم). پس ما باید در افغانستان به تهدید دور یعنی طالبان نزدیک شویم و مسئولیت جنگ با تهدید نزدیک یعنی داعش را به آن‌ها بسپاریم. استراتژی بعدی، “واگذاری قدرت” است؛ یعنی باید در شرایط فعلی، هند را وارد بازی افغانستان کنیم و به این کشور در راستای تضاد با منافع آمریکا، اجازه فعالیت بدهیم.

مؤسسه مطالعات «جهان­پژوه» بنا به مأموریت‌های محوله، در پی آن است که با انجام فعالیت‌های پژوهشی، از بخش‌های تصمیم‌ساز و میزهای‌کارشناسی پشتیبانی علمی به عمل آورد. نشست‌های علمی یکی از شیوه‌ها و فعالیت‌های پژوهشی است که می‌تواند به صورت مستقیم، نسبتاً فوری و میانبر، دیدگاه‌های کارشناسان علمی و میدانی خارج از سازمان را در خصوص موضوعات مختلف در اختیار تصمیم­گیرندگان قرار دهد. متنی که پیش رو دارید گزارش نشست تخصصی با موضوع « تحلیل و بررسی روششناسی تهدیدات امنیتی در محیط خارجی »  با حضور جناب آقای  دکتر حسین عصاریان‌نژاد که درتاریخ 15،16/05/1396 در این مؤسسه برگزار شده است. امیدواریم در راستای رسیدن به هدف فوق مفید واقع شود.

برای دریافت متن کامل نشست با مؤسسه تماس حاصل فرمائید.

تلفن تماس: ۷۷۱۳۷۹۰۹-۰۲۱