عبدالفتاح السیسی که با برنامه‌ریزی و حمایت امارات دست به کودتا زده بود، از ابتدای دستیابی به قدرت در سال ۲۰۱۳، همواره مورد حمایت سیاسی و اقتصادی امارات و عربستان سعودی بوده است. در همین راستا نیز علاوه بر جولان ابوظبی در زیرساخت‌های امنیتی، تجاری و سیاسی مصر، دستگاه دیپلماسی قاهره نیز رفتارهای خود را با قطب‌نمای امارات تنظیم می‌کند.

یکی از عرصه‌هایی که مصر السیسی به منزله نیروی نیابتی در پازل مد نظر امارات به ایفای نقش می‌پردازد، «جنگ لیبی» است که اخیرا عبدالفتاح السیسی صراحتا شهرنفتی «سرت» و شهر استراتژیک «الجفرة» را خط قرمز خود خوانده بود و هشدار داد در صورت نزدیک شدن نیروهای الوفاق و متحدین ترکیه، ارتش مصر را روانه نبرد خواهد کرد. این موضع در روز ۲۰ ژوئن به صورت رسمی بیان گردید و به سرعت با استقبال امارات، عربستان و بحرین مواجه شد.

السیسی به اظهارات روز ۲۰ ژوئن اکتفا نکرد، بلکه طی یک ماه اخیر پالس‌های متعددی مبنی بر ورود به جنگ لیبی فرستاده است. در همین راستا می‌توان به مجوز پارلمان مصر به رئیس جمهور برای صدور فرمان ورود ارتش به لیبی، دیدار السیسی با تعدادی از شیوخ و رهبران قبایل شرق لیبی و مانور ارتش مصر در غرب این کشور و نزدیکی مرزهای لیبی اشاره کرد.

در همین راستا نه‌تنها امارات – که بزرگ‌ترین کشور عربی حامی خلیفه حفتر است – بلکه عربستان سعودی نیز طی روزهای اخیر پیام‌های دلگرم کننده و مشوق به قاهره فرستاده تا السیسی را برای ورود به جنگ لیبی قانع کند. به عنوان نمونه «خالد بن سلمان» برادر بن سلمان و معاون وزیر دفاع عربستان که طی یک سال اخیر مسئولیت پرونده یمن و سودان را بر عهده داشته، با «محمد زکی» وزیر دفاع مصر به صورت تلفنی گفتگو و بر تقویت همکاری‌های نظامی و دفاعی تأکید کرد.

به نظر می‌رسد پرونده لیبی نیز در اختیار خالد بن سلمان قرار گرفته است. او در این تماس تلفنی با تأکید بر رابطه برادرانه قاهره و ریاض گفت: «هر دو کشور برای حمایت از ثبات و استقرار، سرکوب هر گونه گرایش به ترورریسم و برخورد قاطع با هر کشور و گروهی که امنیت ملی و منطقه‌ای جهان عرب را تهدید می‌کند، دارای عزم راسخ هستند.» او در ادامه اظهاراتی داشت که مستقیما به عملیات در لیبی برمی‌گفت: «این حق مسلم مصر است که برای دفاع از مرزها و ملت خود به عملیات نظامی روی آورد. جامعه جهانی باید با مسئولیت‌پذیری، از راهکارهای مصر برای لیبی در زمینه دستیابی به راه حل جامع و امنیت فراگیر حمایت کند.» به این‌ها باید تماس تلفنی وزرای خارجه ریاض و قاهره را اضافه کرد.

اما حمایت امارات به مراتب پررنگ‌تر به نظر می‌رسد. گفته می‌شود ابوظبی به گروه فشار تبدیل شده که قاهره را به سمت جنگ سوق می‌دهد. در همین راستا امارات از نفوذ خود در اتیوپی استفاده کرده و قاهره را تهدید می‌کند که در صورت اجتناب از ورود نظامی به لیبی، در پرونده «سد النهضة» دچار مشکل خواهد شد! اما در صورت ورود به جنگ لیبی، امارات از نفوذ خود در اتیوپی استفاده کرده و مانع از اقدام جدیدی در مسأله سد النهضة خواهد شد!

«محجوب الزویری» مدیر مرکز بررسی‌های خلیج (مركز دراسات الخليج) در این مورد به پایگاه خلیج اونلاین می‌گوید: «امارات و عربستان می‌خواهند ضعف نظامی اخیر حفتر و عقب‌نشینی از غرب لیبی را با ارسال ارتش مصر به نبرد در سرت جبران کنند؛ زیرا مصر از نظر جغرافیایی در مجاورت لیبی قرار دارد و ارسال ارتش رسمی از مصر ساده‌تر از عربستان یا امارات و حتی سودان است.»

این پژوهشگر مقیم قطر در ادامه می‌گوید: «حمایت‌های ریاض و ابوظبی از قاهره به قدری نبوده که رضایت السیسی را به طور کامل جلب کند! اخیرا کارگران بیکار شده مصری نیز از عربستان اخراج شده‌اند که بار مالی مضاعفی را به اقتصاد ضعیف مصر وارد می‌کند.»

او در پایان پیرامون نتایج احتمالی ورود ارتش مصر به جنگ لیبی می‌گوید: «جنگ در لیبی تا حدی فرسایشی است و حضور ارتش السیسی نیز نتیجه آن را طوری تغییر نمی‌دهد که مسأله جنگ یکسره شود. این در حالی است که مصر این روزها درگیر پرونده سد النهضة می‌باشد. در چنین شرایطی مقابله مستقیم با ترکیه در بستر لیبی، ریسک بسیار بالایی برای السیسی خواهد داشت. به این‌ها باید مشکل جدی قاهره در زمینه عدم پشتوانه حقوقی حکومت خودخوانده حفتر و فقدان رابطه مستحکم و تاریخی ارتش مصر و جریان مورد حمایت السیسی با طبقه نخبگان سیاسی لیبی را افزود.»

«مهنا الحبیل» از کارشناسان مشهور قطری مقیم ترکیه نیز در مقاله‌ای هشدار داد که «ورود نظامی ارتش مصر به لیبی، طبق ارزیابی‌های داخلی مصری‌ها برای قاهره گران تمام می‌شود. با در نظر گرفتن وضعیت اقتصادی ناگوار مصر و چشم‌انداز تحولات لیبی، حضور در جنگ لیبی نتیجه‌ای جز تضعیف و فرسایش ارتش مصر نخواهد داشت. فراتر از آن، در داخل مصر این باور وجود دارد که حضور در لیبی صرفا بنا بر فشاری است که از سوی ابوظبی به قاهره وارد شده و عملا السیسی به مهره‌ای در دستان بن زاید تبدیل شده که با آن در پرونده‌های مختلف مانند محاصره قطر، تجزیه یمن و… استفاده می‌کند..»

«عصام عبدالشافی» از پژوهشگران برجسته مصری نیز در مقاله‌ای، حضور ارتش مصر در لیبی را به حضور ارتش امارات در یمن تشبیه کرد و هشدار داد که این کار، مقدمه تجزیه لیبی خواهد بود: «تجربه یمن هم‌اکنون در برابر ماست. در پرونده یمن، امارات از ابتدای سودای فتح صنعا را نداشت؛ بلکه می‌خواست محملی فراهم شود تا در جنوب یمن نیروهای نیابتی‌اش دولت اختصاصی تشکیل دهند. حضور ارتش مصر در لیبی نیز مقدمه همین رخداد خواهد بود.»

این تحلیلگر، عواقب این سیاست را برای قاهره بسیار گران ارزیابی می‌کند: «تجربه‌های لبنان، سومالی، عراق، سوریه و یمن چندان دور نیست. پیامدهای مخرب آن نیز توقف‌ناپذیر به نظر می‌رسد.»